فرزندتان را با دلیل متقاعد کنید – قسمت دوم

بین شش سالگی تا یازده سالگی، توانایی به کارگیری منطق در کودکان رشد می کند، اما آنان هنوز در فهم استدلال های مجرد و انتزاعی یا غیرعملی مشکل دارند. برای آنان مقررات باید منطقی و محسوس، و در عین حال واضح و مشخص باشد. مثال هایی از توضیحاتی که در این سال ها مؤثر است:

بین شش سالگی تا یازده سالگی، توانایی به کارگیری منطق در کودکان رشد می کند، اما آنان هنوز در فهم استدلال های مجرد و انتزاعی یا غیرعملی مشکل دارند. برای آنان مقررات باید منطقی و محسوس، و در عین حال واضح و مشخص باشد. مثال هایی از توضیحاتی که در این سال ها مؤثر است:
در خانوادۀ ما کسی دشنام نمی دهد زیرا نشانۀ بی ادبی است؛ هر کسی باید در خانه وظایفی داشته باشد، زیرا من به تنهایی نمی توانم همۀ کارها را انجام دهم؛ برای شما تکالیف مدرسه از تماشا کردن تلویزیون واجب تر است.
می توان از این کودکان انتظار داشت منطق پشت مقررات را بفهمند، اما انتظار نداشته باشید خودش اصول کلی این مقررات را به موقعیت های جدید تعمیم دهد.
مثلاً وقتی به فرزند نه سالۀ خویش توضیح می دهید که نمی خواهید لباس های خیس را زیر تختش بیندازد، چون کپک یا قارچ در محیط های تاریک و مرطوب رشد می کند، آن را درک می کند و احتمالاً با چند بار یادآوری، از این مقررات پیروی می کند؛ با این همه ممکن است حوله های خیس را در سبد مخصوص لباس های کثیف روی هم بریزد. چون در خیلی از جهات، تفکرش واقع گرا و محسوس می باشد.
وقتی کودک بین شش تا یازده ساله باشد لازم است منطق ایجاد هر مقرراتی برایش تشریح شود. اگر کودک بپرسد چرا باید کمربند ایمنی بست باید بگویید: چون وقتی ماشین ما تصادف کند یا به طور ناگهانی ترمز کنم، کمربند مانع از این می شود که به جلو توی شیشه پرتاب شوی. برای کودک چهار ساله همین بس که به او بگویند کمربند ایمنی او را سالم و سلامت نگه می دارد.
در پاسخ پرسش کودک نه ساله که چرا باید اتاقش را مرتب کند، می توانید بگویید: با این همه رخت و لباسی که در کف اتاق ریخته نمی توان آن را جارو زد و ماندن در گرد و غبار در اتاق، برای سلامت همه مضر است. برای کودک کوچکتر نیمۀ اول جمله کافی است، اما برای کودک نه ساله، باید با پشتوانۀ منطق سخن بگویید.
اگر فرزند یازده ساله بپرسد چرا باید ساعت ده بخوابد، می توان گفت: چون فقط از این راه می توانی به قدر کافی بخوابی، و گرنه صبح که خسته باشی، برای تمرکز در کلاس ها مشکل پیدا می کنی.
کودکان دوازده ساله یا بزرگتر، کم یا بیش از همان مهارت های منطقی مردم بزرگسال بهره مند می شود. کودکان در این سن و سال ها اغلب به بحث و جدل می پردازند زیرا در منطق سایرین و از جمله والدینشان به دنبال کاستی ها، کمبودها و تناقضات می گردند.
برای اینکه توضیح به کودک و نوجوان کارساز باشد، نه تنها آن توضیح باید قابل قبول و ملموس باشد بلکه باید منطق بنیادین آن با سایر مقرراتی که دارید، با سایر چیزهایی که گفته اید و با سایر کارهایی که انجام داده اید، هماهنگ و سازگار باشد، در غیر اینصورت با شما مقابله می شود.
اگر بخواهید فرزند شانزده ساله تان بداند به چه علت نمی تواند ماشین شخصی داشته باشد، می توانید بگویید: هزینۀ ماشین فقط هزینۀ خرید آن نیست؛ بلکه باید آن را بیمه کنیم و هزینه های نگهداری از آن را مرتباً بپردازیم. اما در حال حاضر تلاش داریم برای دانشگاه تو پس انداز کنیم پس باید مخارج غیر ضروری حذف بشود.
البته اگر برای اجناس لوکس یا چیزهای مشابه پول خرج کنید، نوجوان شما اولین کسی خواهد بود که این مطلب را به میان بکشد، به همین دلیل است که توضیحات شما باید با سایر رفتارهایتان هماهنگی داشته باشد.
برای استدلال به شیوۀ صحیح برای کودک باید برداشت درستی از توانایی های فکریِ سن او داشت. بچه های خیلی کوچک دنیا را به شکل مطلق می بینند؛ برای آنان هر چیزی که اشخاص مقتدر بگویند درست است.
منطق کودکان دبستانی به شکل نوسانی عمل می کند. به نظر آنان، مقرراتی صحیح است که قابل لمس باشد و با معنی به نظر برسد. نوجوانان به مقرراتی که بر مبنای اصولی روشن و هماهنگ استوار است، خوب پاسخ می دهند؛ نزد آنان، مقرراتی صحیح است که در خدمت اهداف والا باشد.
اگر این چارچوب و قالب را پیوسته به خاطر داشته باشید و خود را با دلایلی که با مرحلۀ رشد فرزندتان سازگار است، تطبیق دهید؛ توضیحات شما وزین تر و با ارزش تر خواهد بود.

به اشتراک گذاری این نوشته

یک دیدگاه