نیاز کودک به روانشناس – بخش دوم

نیاز کودک به روانشناس – بخش دوم

با روانشناس کودکتان در تماس باشید و ببینید او با چه روشی میخواهد کودک شما را درمان کند. وقتی به دیدن یک روانشناسی می روید به کودکتان توضیح دهید او قرار است چه کاری انجام دهد.

با رواشناس کودکتان در تماس باشید و ببینید او با چه روشی میخواهد کودک شما را درمان کند. وقتی به دیدن یک روانشناسی می روید به کودکتان توضیح دهید او قرار است چه کاری انجام دهد.
به او بگویید که روانشناسان به همه کمک میکنند تا احساس بهتری داشته باشند و به کودک بگویید که میتواند به روانشناس اعتماد کند و حرف ها واحساساتش را با او در میان بگذارد.
در طول جلسات روانشناسی با روانشناس کودکتان در ارتباط مستقیم باشید و از میزان بهبود فرزندتان سوال بپرسید . شاید پذیرفتن این که فرزندتان به کمک یک روانشناس نیاز دارد برایتان سخت باشد ولی بدانید که این بهترین روش ممکن برای کمک کردن به فرزندتان است.
کودک به کمک یک روانشناس راحت تر میتواند رفتارش را تغییر دهد و مشکلات او تا دوران نوجوانی ادامه پیدا نکنند. شاید حل کردن مشکلات او در دوران نوجوانی اش سخت تر باشد و مدت بیشتری طول بکشد . شما نباید انتظار داشته باشید که رفتارهای کودکتان یکباره تغییر کند. صبور باشید و از راهنمایی های یک روانشناس با تجربه استفاده کنید.
بچه ها خیلی پدربزرگ و مادربزرگشان را دوست دارند و آنها به نوه هایشان عشق می ورزند. مادر بزرگ ها به حرف های نوه هایشان گوش میکنند و به آنها محبت می نمایند. بسیاری از پدر بزرگ ها و مادربزرگ ها مشغله ی کمتری دارند و میتوانند بیشتر پیش نوه هایشان باشند.
آنها مثل پدر و مادر بچه ها مجبور نیستند که مراقب درس و کارهای روزانه ی بچه ها باشند ؛ بنابراین راحت تر میتوانند با بچه ها کنار بیایند.
معمولا پدربزرگ ها و مادر بزرگ ها به علایق نوه هایشان توجه دارند و نوه ها گاهی به دقت به قصه های آنها گوش میکنند و از بازی با آنها لذت می برند. چون پدربزرگ ها و مادربزرگ ها به نوه هایشان خیلی توجه میکنند بچه های پیش دبستانی خیلی دوست دارند پیش پدربزرگ و مادربزرگشان بمانند.
ولی وقتی بچه ها به مدرسه می روند و مشغول انجام تکالیف درسی شان هستند فرصت کافی ندارند تا زیاد کنار پدربزرگ یا مادربزرگشان باشند. در این سن بچه ها کمتر اطراف پدربزرگ و مادربزرگشان هستند و بیشتر مشغول بازی و انجام تکالیفشان هستند.
والدین بین پدربزرگ و مادربزرگ و کودک قرار می گیرند. آنها دوست دارند از بچه هایشان برای پدر و مادرشان تعریف کنند. پدربزرگ ها و مادر بزرگ ها به خاطر این که فرزندانشان بچه های خوبی تربیت کرده اند خوشحال میشوند و از فرزندانشان تعریف می کنند.
ولی گاهی اوقات شرایط به این راحتی ها نیست و آنها برای پدر و مادرها دردسرساز میشود.
مثلا وقتی پدر بزرگ ها و مادر بزرگ ها فرزندانشان را به خاطر بد تربیت کردن نوه هایشان مورد انتقاد قرار می دهند ، آنها ناراحت میشوند. معمولا پدربزرگ ها و مادر بزرگ ها نوه هایشان را دوست دارند و کارهای بد آنها را تحمل میکنند.
در این شرایط پدر یا مادر کودک از خودشان می پرسند که چرا پدر و مادرشان رفتارهای بد آنها را در دوران کودکی شان تحمل نمی کردند ولی اکنون رفتار بد نوه ی خود را تحمل می کنند.
یک کودک دبستانی چیزهای زیادی را در مورد پدر بزرگ و مادربزرگش می داند. او می داند عکس العمل آنها در مقابل کارهایش چگونه است و چگونه میتواند توجه آنها را به خودش جلب کند.
کودک گاهی از رفتارهای پدر بزرگ و مادربزرگش ناراحت میشود. مثلا وقتی پدربزرگی نوه اش را نصیحت می کند کودک از دست او ناراحت میشود ؛ بنابراین پدرش بهتر است به او بگوید که او بزرگ تر توست و با من هم مثل تو رفتار می کرده او با این کارش سعی میکند به تو کمک کند و نباید از حرف هایش ناراحت شوی در این صورت کودک راحت تر از والدینش میتواند با پدربزرگ و مادربزرگش کنار بیاید.
اگر پدر بزرگ و مادر بزرگ فرزندتان مرتب به دیدن او بیایند ، رابطه ی میان آنها بهتر می شود.
شما همچنین میتوانید فیلم ها و عکس های فرزندتان را برای آنها بفرستید و اتاق فرزندتان را به آنها نشان دهید ، آنها نیز میتوانند برای او قصه تعریف کنند.
شما همچنین میتوانید به فرزندتان پاکت نامه و تمبر بدهید تا برای پدربزرگ یا مادربزرگش نامه بنویسد. اگر می ترسید که مبادا پدر و مادرتان فرزندتان را لوس کنند ، بدانید که او اکنون بزرگ شده و از شما بیشتر حرف شنوی دارد.
اگر کودکتان نگران پدربزرگ و مادربزرگش است به او اجازه دهید با آنها حرف بزند.
وقتی فرزندتان می فهمد مادربزرگش مریض است ، سوالات زیادی از شما می پرسد ، به سوالات او پاسخ دهید. رابطه ی میان والدین و فرزند شما میتواند برای هر دوی آنها مفید و سودمند باشد.

Related post

یک دیدگاه