پدران و پسران قسمت اول

پدران و پسران – قسمت اول

این روزها گاهی پدر بودن این‌گونه است، باید برای حق پدر بودن مبارزه کرد. ظاهراً دنیا نمی‌خواهد شما پدر یا مادر باشید. آن‌ها می‌خواهند تا دیروقت در دفترتان بمانید و شخص دیگری به فرزندتان بیاموزد که چگونه به توپ ضربه بزند، پیانو بنوازد و خود را باور داشته باشد. شما فقط باید مانند یک مرد خوب صورت‌حساب‌ها را بپردازید.

این روزها گاهی پدر بودن این‌گونه است، باید برای حق پدر بودن مبارزه کرد. ظاهراً دنیا نمی‌خواهد شما پدر یا مادر باشید. آن‌ها می‌خواهند تا دیروقت در دفترتان بمانید و شخص دیگری به فرزندتان بیاموزد که چگونه به توپ ضربه بزند، پیانو بنوازد و خود را باور داشته باشد. شما فقط باید مانند یک مرد خوب صورت‌حساب‌ها را بپردازید.
خوشبختانه پدران تلاش می‌کنند تا به زندگی خانوادگی بازگردند و همه از این بابت بسیار راضی هستند. در نسل پدران ما، پدران خوب کم بودند. بیشتر مردان در آن روزها عشق خود را با کار ثابت می‌کردند، نه با بازی، در آغوش گرفتن، صحبت کردن یا آموختن، چیزهایی که بچه‌ها واقعاً دوست دارند.
سعی نکنید همه‌چیز را بر عهدۀ همسرتان بگذارید. واقعیت این است که مردان چیزهای خاصی را به فرزندانشان می‌آموزند، چیزهایی که بی‌نظیر هستند و جایگزین ندارند. هرچه بیشتر در این زمینه تلاش کنید، بیشتر استعدادهایتان را در پدری کردن بروز خواهید داد و سبک منحصربه ‌فرد خود را کشف خواهید کرد.
روش‌های تربیت پسران توسط پدر ساده‌اند. به چند نمونه از این موارد توجه کنید:
– بیشتر پسران دوست دارند ازنظر جسمی فعال باشند و با پدرانشان اوقات سرگرم‌ کننده‌ای داشته باشند. آن‌ها دوست دارند پدرشان را در آغوش بگیرند و با او کشتی بگیرند.
– آن‌ها دوست دارند در ماجراجویی‌ها و کسب تجربه در دنیای بزرگ، همراه شما باشند و از اینکه پدرشان بزرگ و تواناست احساس امنیت می‌کنند.
– آن‌ها عاشق این هستند که داستان‌هایی دربارۀ زندگی شما بشنوند، دوستانتان را ملاقات کنند و ببینند شما برای زندگی چه می‌کنید.
– آن‌ها دوست دارند که از شما چیزهایی را یاد بگیرند. اگر کارهایی مانند ماهیگیری یا درست کردن سایبان یا تعمیر کامپیوتر و … را نمی‌دانید، خوب می‌توانید آن را در کنار یکدیگر یاد بگیرید. تلاش کردن ارزشمند است.
پسرها با مشاهدۀ رفتار شما یاد می‌گیرند که حس کنند.
پسرها با مشاهدۀ رفتار پدرشان و دیگر مردان چیزهایی دربارۀ احساسات یاد می‌گیرند. آن‌ها باید ببینند که شما چهار احساس اصلی را بروز می‌دهید:
غم ……. وقتی کسی فوت کرده یا مشکل ناراحت‌کننده‌ای پیش‌آمده است.
خشم ……. وقتی کسی غیرمنصفانه برخورد کرده یا کار اشتباهی انجام داده است
خوشحالی ……… وقتی اوضاع خوب است.
ترس …… وقتی خطری وجود دارد.
وقتی احساساتمان را نزد پسران بیان می‌کنیم، تعادلی ایجاد می‌شود. پسران باید ببینند که ما احساس داریم اما ازآنجا که والدین سمبل کنار آمدن و برخورد با مشکلات هستند، چنانچه این احساسات بر ما چیره شوند، پسران احساس امنیت نمی‌کنند. باید خشم خود را بیان کنیم اما آن را به‌صورت عملی نشان ندهیم. می‌توانیم ترس‌های خود را مطرح کنیم اما تسلیم آن‌ها نشویم.
وقتی مردها احساس ناخوشایندی دارند، اغلب آن را به چیز راحت‌ تری تبدیل می‌کنند. معمولاً خشم راحت‌ترین حس برای مردان است. وقتی پسر کوچولویتان در بازار گم می‌شود، پدری که می‌تواند بگوید ترسیده بودم، تأثیر بیشتری نسبت به پدری دارد که فریاد می‌کشد و درها را به هم می‌کوبد.
پسرها سعی می‌کنند احساسات درونی خود را با رفتارهای ظاهری هماهنگ کنند و ما باید به آن‌ها نشان دهیم که چگونه چنین کاری امکان‌پذیر است.
بازی‌های خشن: واقعاً چه اتفاقی می‌افتد؟
در سرتاسر جهان تنها یک رفتار واحد از پدران مشاهده می‌شود. پدرها و همین‌طور برادرهای بزرگ ‌تر، عموها و دیگران دوست دارند با پسرهای کوچک کشتی بگیرند و به بازی‌های خشن بپردازند. آن‌ها نمی‌توانند در برابر چنین میلی مقاومت کنند.
ادامه را در مطلب بعدی بخوانید……

Related post

یک دیدگاه