چرا کودکان را مقایسۀ فیزیکی می‌کنید؟

از هرگونه مقایسه کردن فیزیکی کودکانتان اجتناب ورزید. تحقیقات نشان داده است که نوجوانان در برابر ترکیبات مختلف ذهنی از اندام خود واکنش‌های متفاوتی را نشان می‌دهند.

از هرگونه مقایسه کردن فیزیکی کودکانتان اجتناب ورزید. تحقیقات نشان داده است که نوجوانان در برابر ترکیبات مختلف ذهنی از اندام خود واکنش‌های متفاوتی را نشان می‌دهند.
مهم‌ترین علائم که فراوان‌ترین علائم است عبارت‌اند از:
– کاهش آستانه تحریک‌پذیری نسبت به گفته‌ها، رفتارها و کنایه‌ها
– جست‌وجوگری فعال محیط برای یافتن نشانه‌هایی که تصویر ذهنی به وجود آمده را تأیید یا رد کند.
– واکنش خشم و پرخاشگری در برابر اطرافیان
– اضطراب در برخورد با دیگران
– احساس ناامیدی
– افکار تکرارشونده (اشتغال ذهنی) پیرامون موضوعاتی از قبیل زیبایی، جذابیت،…
علاوه بر علائم فوق، نشانه‌های دیگری نیز به‌طور پراکنده از نوجوانان مشاهده می‌شود که هر یک از نشانه‌های فوق را تحت‌الشعاع خود قرار می‌دهد. ازاین‌جهت امکان وخامت آن همواره وجود دارد.
مهم‌ترین رفتارهای والدین و اطرافیان که به پیچیدگی طرز تلقی منفی/ واقعی یا غیرواقعی نوجوان و کودک از بدن خود منجر می‌شود را می‌توان در مواردی به این شرح خلاصه کرد:
– تفاوت گذاری بین کودکان خود بر اساس زیبایی و توانایی فیزیکی بدن
– مقایسه کردن‌ها کلامی کودکان خود ازنظر ظاهر با یکدیگر و اطرافیان
– پذیرش پاره‌ای از باورها و هنجارهای غلط اجتماعی و شکل دادن واکنش‌های خود بر اساس این هنجارها. مثلاً بچه‌های بلند قدتر موفق‌اند، بچه‌های چاق همیشه تنبل هستند. در بعضی از مواقع باورهای ناکارآمد والدین به شکل آرزوها و تمایلات آن‌ها تظاهر می‌یابد: من همیشه دوست داشتم بچه‌ام قوی‌هیکل یا لاغر باشد.
– ارتباط دادن تجربیات شکست کودکان خود به‌ ظاهر و توانایی بدن آن‌ها
– سرزنش‌های تحقیرآمیز مستقیم و غیرمستقیم کودکان خود در هنگام تجربیات و شکست.
با توجه به مخرب بودن سطوح مختلف واکنش‌های گفته‌شده، برای اجتناب از این دسته واکنش‌ها و تسهیل کار نوجوان در سلامتی روحشان در شناخت از بدن، توجه والدین باید به نکات زیر باشد و به خاطر بسپارید که انجام دادن نکات کاربردی می‌تواند از پیچیدگی طرز تلقی منفی و غیرواقعی از بدن جلوگیری کند.
– از هرگونه مقایسه کردن فیزیکی کودکان خودداری کنید.
– در برخوردهای کلامی و غیرکلامی از هرگونه گرایش به تفاوت گذاری بین فرزندان خود برحسب متغیرهایی مانند جذابیت، زیبایی و غیره اجتناب کنید.
– در باورهای ناکارآمد خود تجدیدنظر کنید.
– کناره‌گیری کودکان و نوجوانان خود را از گروه‌های هم‌سن‌وسال نپذیرفته و با استدلال، بدون رفتار نصیحت کننده، دلایل را جستجو کنید.
– به‌طور کاذب و غیرواقعی به تعریف و تمجید از ظاهرش نپردازید.
– واکنش‌های توأم با حساسیت‌ها را با وی در میان بگذارید.
– سایر توانایی‌های فرزندان خود را یادآوری کرده و آن‌ها را به مقایسۀ توانایی‌های خود درزمینه های مختلف خودشان وادار کنید.
– در طراحی و درخواست وظایف از فرزندان خود، بدون اشاره به نقایص یا ضعف‌های بدنی، میزان توانایی فیزیکی آن‌ها را در نظر بگیرید و درخواست‌های خود را با این ویژگی هماهنگ کنید.
– رفع پاره‌ای از نقایص ظاهری با کمک پزشکان امکان‌پذیر است.
توجه به این نکته ضروری است که کودکان در چنین ایامی بسیار حساس و آسیب‌پذیر و کاملاً تقلید پذیرند. بنابراین والدین از این دیدگاه که فرزند خود را بهترین فرزند می‌شناسد، شکی وجود ندارد و حق هم همین است. اما تا جایی جایز است که به اعتمادبه‌نفس آنان خدشه‌ای وارد نیاید. همین‌که این امر مهم موجب گستاخی یا غرور و یا عوامل ناپسند اخلاقی یا اجتماعی کودک یا خانواده شد، باید والدین قاطعانه در گفتار و کردارشان تجدیدنظر نموده و به کمک مشاور خانواده راه بهتر یا مؤثری را پیدا کنند تا به ساختمان روحی فرزندشان، که از اهمیت فراوانی برخوردار است، لطمه‌ای وارد نسازد.

به اشتراک گذاری این نوشته

یک دیدگاه