یک کودک، دو والد و سه قانون

یک کودک، دو والد و سه قانون

از دشواری‌های یاد دادن مفهوم نه به کودکتان، این است که اغلب اوقات، این یک وظیفۀ مشترک است. درحالی‌که شما تنها سرپرست کودک نباشید، باید با غرولندهای او که با جملۀ “اما بابا (یا مامان) به من اجازه میده که … “شروع می‌شود، کنار بیایید.

از دشواری‌های یاد دادن مفهوم نه به کودکتان، این است که اغلب اوقات، این یک وظیفۀ مشترک است. درحالی‌که شما تنها سرپرست کودک نباشید، باید با غرولندهای او که با جملۀ “اما بابا (یا مامان) به من اجازه میده که … “شروع می‌شود، کنار بیایید.
به‌ندرت ممکن است در خانواده‌ای، هم پدر و هم مادر در مورد تمام انواع محدودیت‌ها و تنبیه‌ها و مجازات، در تمام موقعیت‌ها، توافق کامل داشته باشند. در حقیقت می‌توانیم شرط ببندیم چنین حالتی هرگز پیش نخواهد آمد.
طبیعت انسان به‌گونه‌ای است که هر یک از ما دیدگاه منحصربه‌فردی دربارۀ جهان داریم و بنابراین، ظرفیت تحمل ما در قبال رفتارهای ناشایست، مخصوص خودمان است.
ممکن است شما به کودک اجازۀ بالا و پایین پریدن روی تختخواب را ندهید، ولی شوهرتان آن را مجاز بشمارد و یا شوهرتان به کودک بگوید حتماً باید نخود سبز همراه غذایش را بخورد وگرنه از دسر خبری نخواهد بود، درحالی‌که شما اصلاً اعتقادی ندارید که باید چنین شرطی برای کودک گذاشت.
بدون شک، این اختلافات پیش خواهند آمد و چنانچه مقابلۀ مناسب و درخور با آن‌ها انجام نگیرد، ممکن است به روابط شما با همسرتان صدمه وارد کند و یا لااقل برای فرزندتان مضطرب کننده و نگرانی آور باشد و به‌این‌ترتیب، تنظیم یک برنامۀ انضباطی تأثیرگذار را برای شما بسیار مشکل سازد.
طولی نمی‌کشد که کودکتان از این فرصت سوء استفاده می‌کند. حتی اگر یکی – دو سال طول بکشد تا کودک گریه و زاری کند که اما مامان به من اجازه میده که … ، حمله به ضعیف‌ترین فرد در خانواده – والدی که ملایم‌ترین و قابل گذشت ترین محدودیت‌ها را در نظر می‌گیرد – بالاخره شروع خواهد شد.
برای حل این مشکل، اولاً هر دوی شما باید بر این موضوع که عدم توافق طبیعی و غیرقابل‌اجتناب است، به توافق برسید. شما و همسرتان شاید در آخرین انتخابات صورت گرفته، به یک نفر رأی داده باشید و یا هر دو قهوه‌تان را با شیر مصرف کنید، اما این بدان معنا نیست که در مورد واکنش به هر نوع رفتار فرزندتان نیز باید توافق داشته باشید. این تنوع و گوناگونی عقاید است که موجب گردش امور جهان می‌گردد.
ثانیاً باید بدانید که شنیدن جروبحث پدر و مادر، برای کودک در هر سنی، بسیار اضطراب‌آور است. کودک درک می‌کند که والدینش ممکن است همیشه با یکدیگر موافق نباشند، اما برای حمایت شدن و ثبات و پایداری، به هر دوی شما تکیه می‌کند.
اختلاف عقیده‌ای که به یک دعوا و مرافعه کامل تبدیل می‌شود، ممکن است اعتماد به شالودۀ خانواده را متزلزل سازد. او نمی‌داند این وضعیت به زودی خاتمه پیدا خواهد کرد.
موقعیت‌های متفاوت، به قوانین متفاوتی نیاز دارند.
حتی کودکان دو ساله می‌توانند درک کنند که هر موقعیتی، ممکن است دارای محدودیت‌های منحصربه‌فرد خودش باشد. مثلاً اگه با بابا در خونه تنها باشم، اشکالی نداره روی تخت بالا و پایین بپرم، اما وقتی بابا از اداره هنوز برنگشته و مسئولیت با مامانه، اجازۀ این کار رو ندارم.
این تفاوت در سطح ظرفیت تحمل افراد، تنها یکی از واقعیت‌های زندگی است که کودک باید در خردسالی بیاموزد. زمانی که کودک به دبستان وارد می‌شود، هر یک از آموزگاران مجموعۀ خاصی از قوانین رفتاری را در کلاس به اجرا می‌گذارد. کودک در صورت تمایل به موفق شدن، باید بتواند خود را با هر یک از این مجموعه قوانین وفق دهد.
او در بزرگسالی، به عنوان یک فرد بیست‌وچندساله، باید درک کند گفته‌ها و کارهای او در یک موقعیت غیررسمی و در کنار دوستان، ممکن است در اداره و با همکاران پذیرفتنی نباشد.
شما و همسرتان به‌آسانی می‌توانید در مورد محدودیت‌های بسیاری به توافق برسید. بدون شک فرزند شما اجازۀ بازی با کبریت و یا دویدن و پریدن در خیابان را نخواهد داشت، البته بسیاری از رفتارها نیز محلی برای اختلاف‌نظرند. بالا و پایین پریدن روی تخت، نمونۀ خوبی از این موارد است؛ زیرا خطرهای آن بسیار کمتر شناخته شده‌اند.
کاملاً قابل قبول است که پدر یا مادر، برای زمانی که به‌تنهایی در منزل امور را در دست دارد، محدودیت‌های جداگانه‌ای وضع کرده باشد.
مشکل وقتی پیش می‌آید که شما و همسر و البته فرزندتان، به اتفاق در منزل حضور دارید و آن حدومرزها باید راهنمای رفتار فرزندتان باشند. یک نظریه برای این‌گونه موارد، ترکیبی از قوانین و محدودیت‌های مامان و باباست و از آنجا که بعید نیست اختلاف‌نظرهای جزئی، ولی متعددی بین شما و همسرتان وجود داشته باشد، قوانین ترکیبی برای کودک و نیز برای خود شما، بسیار مغشوش و نامشخص و گیج‌کننده خواهند بود و بنابراین این روش را توصیه نمی‌کنیم.
راه‌حل بهتر
ابتدا اختلاف‌نظرهای خود را به حداقل برسانید.
انسان‌ها با یکدیگر متفاوت‌اند و اختلاف رأی دارند و کودک باید بیاموزد که تفاوت‌های شما را دوست بدارد و به آن‌ها احترام بگذارد. البته هرچه حدومرزهای مشترک بیشتر باشد، مطلوب‌تر است.
بعد از به رختخواب و خواب رفتن فرزندتان، به‌نحوی‌که خارج از صدا رس گفتگوی شما قرار گیرد، با همسر خود بنشینید و برای حل‌وفصل اختلافات خود، تا حدی که می‌توانید، تلاش کنید.
عقب بنشینید و جلوی زبان خود را بگیرید.
شاید شما و همسرتان در مورد مجموعه قوانین خود در زمان تنها بودن با فرزندتان، با یکدیگر به توافق برسید. این بدان معناست که زمان دور هم بودن خانواده، یک نفر باید به عنوان نماینده قدم جلو بگذارد و والد دیگر باید عقب‌نشینی کند، نظاره‌گر باشد و مداخله نکند.
عاقلانه‌ترین کار این است که والدِ تعیین‌کنندۀ محدودیت‌ها، همان والدی باشد که در پیگیری مسائل تا اِعمال عواقب و مجازات، بهتر عمل می‌کند. لازمۀ این تمهیدات، سکوت والد دیگر، حتی در صورت موافقت نداشتن با حدود تعیین‌شده است.
اگر همسرتان به کودک اعلام کرده که زمان رفتن به رختخواب است و کودک یک داستان دیگر را مطالبه می‌کند و از نظر شما هم این کار هیچ اِشکالی ندارد، باز باید بتوانید قاطعانه بگویید: نه، وقت خواب است. در مقابل وسوسۀ گفتن جملاتی مانند شنیدی پدرت چه گفت، مقاومت کنید؛ زیرا می‌تواند از طرف کودک این طور تفسیر شود که: اما اگر اول از من خواسته بودی، برایت داستان دیگری می‌خواندم.
باوجود تمام سختی موجود در عقب‌نشینی و بازی کردن نقش دوم، وقتی نوبت تعیین حد و حدود و پیگیری آن‌ها به شما می‌رسد، توانایی شما برای دم برنیاوردن، سود سرشاری عایدتان می‌کند.
از طرف دیگر، اگر هیچ‌یک از والدین نخواهند در تعیین حد و حدود و اِعمال مجازات‌های مربوطه پیش‌قدم شوند، هرج‌ومرج پدید خواهد آمد که البته نه خوشایند است و نه مسلماً به سود فرزندتان. اگر رفتار مقتدرانه و تحکم‌آمیز برای هر دوی شما مشکل است، می‌توانید به نوبت نقش برقرارکنندۀ نظم و انضباط را عهده‌دار شوید. در این صورت، سکوت والد خاموش می‌تواند با تکان دادن تأیید آمیز سر، تکمیل شود.
در مواردی ممکن است فردی که واضع قانون و عامل مجازات است، مایل به انجام‌وظیفه نباشد. هنگام وقوع چنین وضعی، شاید به کودک گفته شود: مامان خیلی خسته است. الآن نمیتونه جوابت رو بده. به نظرم اشکالی نداره قبل از شام، چند تا چیپس بخوری.
در این صورت، وقتی مامان بعد از استراحت، آمادۀ به دست گرفتن مجدد مشعل هدایت انضباطی شده باشد، زمان صرف شام که کودک می‌گوید گرسنه‌اش نیست، مادر نباید از تصمیم همسرش برای اینکه به کودک اجازه داده چیپس بخورد، انتقاد کند. هرگونه گفتگویی دربارۀ این موضوع، باید بعد از به خواب رفتن کودک انجام گیرد.

Related post

یک دیدگاه