سخت گیری پدر و مادر

فرزندپروری مستبدانه و با اقتدار زیاد بسیار سختگیرانه است. والدین از بچه‌ها انتظار دارند که قوانین را بدون بحث یا سازش دنبال کنند. والدین به دلایل زیادی از این روش استفاده می‌کنند. بسیاری این سبک را به دلیل ملیت، فرهنگ یا پیشینه‌های اخلاقی انتخاب می‌کنند.

همچنین، ممکن است خودشان این‌گونه بزرگ شده‌اند و راه دیگری برای فرزندپروری نمی‌دانند؛ فریاد زدن و تنبیه بدنی نیز در سبک استبدادی رایج است. افراد دارای این سبک فرزندپروری اغلب به جای تادیب از تنبیه استفاده می‌کنند. آن‌ها معمولاً مایل یا قادر به توضیح دلیل پشت قوانین خود نیستند. در این مطلب پیامدهای منفی این سبک را بررسی می‌کنیم.

سبک فرزندپروری با اقتدار و مستبدانه شامل:

  • داشتن قوانین سختگیرانه‌ای که باید رعایت شود.
  • کودکان در صورت رعایت نکردن قوانین تنبیه می‌شوند.
  • مجازات معمولاً خشن و تنبیهی است که می‌تواند از نظر جسمی و احساسی آزاردهنده باشد.
  • دستوراتی که باید رعایت شوند، اغلب بدون توضیح است. “چون من گفتم!”
  • والدینی فکر می‌کنند اطاعت مساوی است با عشق.
  • در این سبک از فرزندپروری، ارتباط باز معمولاً وجود ندارد.
  • معمولا هیچ دادن و گرفتنی وجود ندارد و کنترل کامل و نظارت دقیق بر خانواده اعمال می‌شود.


این نوع فرزندپروری جواب نمی‌دهد. توقعات و انتظارات سالم توصیه می‌شود، اما باید با عشق، گرما و احترام به کودک متعادل شود.

سخت گرفتن به فرزندان

‌عوارض جانبی منفی این نوع فرزندپروری عبارتند از:

بزرگ شدن با والدین سخت‌گیر اغلب باعث می‌شود بچه‌ها احساس کنند که بخشی از آن‌ها وجود دارد که از سوی والدین مورد بی‌مهری قرار گرفته و برای آن‌ها غیرقابل قبول است. قرار گرفتن در محیطی که کودک خردسال در معرض تنبیه‌های سخت و محدودیت‌هایی که آن‌قدر سختگیرانه است که عملا زندگی را برای او غیرممکن می‌کند، بسیار ناسالم است.

این محیطی نیست که کودک بتواند در آن به خوبی رشد کند. پیامدهای منفی زندگی در چنین محیطی شامل موارد زیر است:

  1. نرخ افسردگی در میان کودکانی که والدین سخت‌گیر دارند، افزایش می‌یابد، زیرا آن‌ها معمولاً در خانه‌های خود احساس ناراحتی و ناخواستنی بودن می‌کنند.
  2. کودکان از نظر اجتماعی ناتوان و یا خجالتی هستند.
  3. کودکان در این خانواده‌ها عزت نفس و شخصیت ضعیفی دارند.
  4. بچه‌ها رفتاری را از والدینشان را الگو قرار می‌دهند و قلدری را می‌آموزند و آن را برای همسالان یا حتی به عنوان والدین آینده برای فرزندان خود تقلید می‌کنند.
  5. کودکان به ندرت یاد می‌گیرند که به تنهایی فکر کنند و تصمیم بگیرند.
  6. کودکان در مدیریت خشم خود مشکل دارند و بسیار عصبانی هستند.

6 پیامد منفی سخت گیری و اقتدار در والدین

بیشتر بخوانید: همه آنچه درباره تقلید کودکان از والدین باید بدانید


 

‌این سبک از نظر پاسخگویی والدین کم و انتظارات والدین زیاد است. والدین مستبد خیلی عاطفی یا محبت‌آمیز رفتار نمی‌کنند و اگر فرزندانشان انتظاراتشان را برآورده نکنند، از آن‌ها انتقاد می‌کنند. همیشه باید از قوانین برای انجام رفتار مورد نظر استفاده کنند.

وقتی کودکی قانون را زیر پا می‌گذارد، باید فرصتی باشد تا درس زندگی بگیرد و به خاطر رعایت نکردن قوانین تنبیه نشود. متأسفانه، تنبیه شدید منجر به رفتار نادرست، شورش و درگیری مداوم قدرت می‌شود.

 

بیشتر بخوانید: چرا باید از تنبیه بدنی کودکان به شدت پرهیز کنیم؟


 

هنگامی که والدین بسیار سخت‌گیر هستند، به جای تشویق کودکان به ریسک‌های حساب شده و اکتشافی در مراحل مختلف رشد، تمایل دارند مسیر پیشرفت فرزند خود را به آن‌ها دیکته کنند. کودکان به طور طبیعی موجودات کوچک کنجکاو و خلاق هستند، اما زمانی که توسط والدینی بسیار سخت‌گیر تربیت می‌شوند، فرصتی برای ابراز یا کشف خلاقیت به آن‌ها داده نمی‌شود.

در عوض، استعداد آن‌ها خفه می‌شود و والدین اعمال و رفتارهای فرزندشان را مشخص می‌کنند. زندگی با یک والدین سخت‌گیر، لذت کودکی را از بین می‌برد. بچه‌ها طبیعتاً می‌خواهند کاردستی بسازند، احمقانه رفتار کنند، با دوستانشان گپ بزنند، بازی کنند و به طور کلی رشد خود را با سفر کردن به تجربیات مختلف طی کنند.

وقتی یک والدین سخت‌گیر مانع از «خود بودن» آن‌ها می‌شوند، کودک ممکن است مشکلات خشم را تجربه کند و احساسات یا کینه و خشم نسبت به والدین را در خود داشته باشد.

وقتی کودکی توسط والدین سخت‌گیر بزرگ می‌شود، به سرعت متوجه می‌شوند که اگر اطاعت کنند، زندگی‌شان آسان‌تر می‌شود و رابطه‌شان با والدینشان هماهنگ می‌ماند. این به جای این‌که فرصتی برای فکر کردن به آن‌ها بدهد، به آن‌ها آموزش می‌دهد که باید مطیع باشند.

Aha Parenting نشان می‌دهد که بچه‌ها «اطاعت کردن را یاد می‌گیرند، اما یاد نمی‌گیرند که خودشان فکر کنند»، که در نهایت به این معنی است که به اعتماد به نفس آن‌ها ضربه بزرگی می‌زند. والدین سخت‌گیر، کنترل کامل تمام تصمیم‌گیری‌ها را حفظ می‌کنند و این امر باعث می‌شود که کودکان اعتماد به نفس بسیار کم‌تری نسبت به آن‌چه که باید، داشته باشند و قدرتی برای تصمیم‌گیری در مورد چیزهایی که بیشترین تأثیر را بر زندگی آن‌ها دارد، ندارند.

بچه‌های ما محصول محیط خودشان هستند، بنابراین طبیعتاً تربیت سختگیرانه بر نحوه‌ی رشد آن‌ها تاثیر خواهد داشت. وقتی کودکی در یک خانواده سخت‌گیر بزرگ می‌شود، بر سر او فریاد می‌زنند و تحت کنترل قرار می‌گیرند، او یاد می‌گیرد که خوب است برای دیگران قلدری کند.

بنابراین آن‌ها نیز به نوبه خود، به احتمال زیاد قلدر و زورگو خواهند شد. در واقع، والدین آن‌ها را تشویق می‌کند که قلدر شوند، زیرا در نهایت به کودک احساس قدرت و کنترل می‌دهد، دو چیز که والدین سخت‌گیر معمولاً کاملاً در اختیار دارند.

‌بیشتر بخوانید: ۸ راهکار کنترل خشم والدین در مقابل کودک


کلام آخر: این نوع فرزندپروری، از فرزند پروری مثبت پشتیبانی نمی‌کند. در واقع، تحقیقات نشان می‌دهد که کودکان با والدین مستبد عملکرد ضعیف‌تری نسبت به کودکان با والدین سهل‌گیرانه دارند.

برای انتخاب بهتر فرزندپروری، در مورد سبک فرزندپروری مقتدرانه بیشتر بدانید، که به کودکان اجازه می‌دهد متفکر مستقل باشند، احساسات خود را کنترل کنند و موفق، شاد و موفق باشند.

والدین دارای سبک مقتدرانه، وقت و انرژی زیادی را صرف جلوگیری از مشکل رفتاری پیش از وقوع آن می‌کنند. آن‌ها همچنین از استراتژی‌های مثبت برای تربیت استفاده می‌کنند. برای مثال دلایل قوانین را توضیح می‌دهند و از پاداش و تشویق کودکان استفاده می‌کنند. والدین مقتدر سطح بالایی از گرما و کنترل نشان می‌دهند.

ممنون که تا این لحظه ما را همراهی نمودید. امیدواریم که مطالب مطرح شده در این مقاله برای شما مفید واقع گردد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *